[vc_row][vc_column][vc_column_text css_animation=”zoomInLeft”]
مدیر مؤسسه قرآنپژوهان تهران با تأکید بر اینکه همانطور که ترویج و آموزش حفظ قرآن مورد حمایت سازمانهای متولی قرآنی است، برای تثبیت حفظ هم باید کار جدی انجام شود، گفت: آموزش و پرورش میتوانست بحث حفظ را مدیریت کند، آن هم به دلیل ظرفیت عظیمی که در اختیارش است.
به گزارش ایکنا، میزگردی با عنوان «آسیبشناسی روشهای حفظ قرآن در مؤسسات» از سوی معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با همکاری ایکنا و اجرا و کارشناسی محمدمهدی بحرالعلوم، استاد حفظ قرآن برگزار شد. در این میزگرد حجتالاسلام والمسلمین محمدصادق حقشناس، مدیر مؤسسه قرآنپژوهان تهران، نکاتی را مطرح کرد که در ادامه میخوانید؛
اهم موضوعاتی که در این گفتوگو به آنها اشاره شده است:
- طرحهای فشرده حفظ برای عموم توصیه نمیشود.
- حفظ خردسالان خصوصیاتی دارد که باید افراد متخصص وارد آن شوند.
- باید پژوهشیهای بیشتری در زمینه حفظ قرآن برای خردسالان انجام تا مدلهای مطلوبی توصیه شود.
- بهرهمند نشدن آموزش و پرورش از تجارب مؤسسات دارای فعالیت تخصصی در حوزه حفظ قرآن.
ـ درباره نوع و آغاز فعالیت مؤسسات در زمینه حفظ قرآن بگویید.
مؤسسات در ابتدای تأسیس به حفظ نمیپرداختند، بلکه بیشتر جلسات قرائت برگزار میشد. به دلیل علاقه عدهای به حفظ قرآن، مجموعهای را به سرپرستی استاد محمدحسین سعیدیان در مسجد شارعی تهران واقع در خیابان وحدت اسلامی راهاندازی کردیم که در آن چندین حافظ پرورش یافت. البته اولین مجموعه حفظ قرآن را (طی سالهای ۶۹-۷۰) تعدادی از بچههای مدرسه عالی شهید مطهری تهران، که در مدارس مختلف به امر تدریس میپرداختند، تأسیس کردند. آنان محفلی را با عنوان «راهیان نور» تشکیل دادند و به فعالیت تخصصی در حوزه حفظ پرداختند. همچنین اولین موج حفظ قرآن از سوی مؤسسه مهد قرآن در ابتدای دهه ۷۰ به راه افتاد. این مؤسسه خیلی خوب شروع کرد، به طوری که مجموعههایی که در عرصه حفظ پراکنده کار میکردند با مهد قرآن وارد تعامل شدند.
پس از آن سال ۷۴-۷۵ مؤسسه جامعةالقرآن فعالیتش را در قم آغاز کرد، اما نخستین مرکز تخصصی در امر حفظ در تهران، مؤسسه قرآنپژوهان بود که فعالیتش را از سال ۷۹ آغاز و سپس جامعةالقرآن در تهران شعبهای را راهاندازی کرد. این مؤسسه دوره حفظ فشرده را از میان پسران مقطع راهنمایی، مشروط به دارای معدل بالای ۱۸ و یک سال دوری از تحصیل، برگزار کرد. خیلی از والدین با شرط یک سال فراغت از تحصیل فرزندانشان مشکل داشتند، اما در همان سال نخست بیش از ۹۰۰ نفر ثبتنام کردند که به دلیل ظرفیت محدود، حدود ۴۳ موفق به شرکت در دوره شدند.
این مجموعه سال اول فقط از میان پسران پذیرش داشت، اما در سالهای بعد دختران را نیز ثبتنام کرد و در سالهای بعد به اندازهای استقبال زیاد بود که حدود پنج هزار نفر نامنویسی کردند و ۱۶۰ نفر گزینش شدند. بعد هم تعداد مؤسسات رونق پیدا کرد و حفظ موضوعی و غیرحضوری، پارهوقت و … طراحی شد و از سال ۸۵ به دلیل سیاستگذاری اشتباه، مؤسسات قرآنی از طرح حفظ فشرده و … فاصله گرفتند و اکنون شاهد فعالیت کمتر مؤسسات در عرصه حفظ هستیم.
ـ طرحهای یکپارچه کردن آزمونهای حفظ و اعطای مدرک کارشناسی به حافظان را از مجلس پیگیری کردید؟
بله، پس از اعطای دکترای افتخاری به آقای محمدحسین طباطبایی در سال ۱۳۷۵ آن هم از سوی کشوری که شیعهستیز است، مجلس به تکاپو افتاد و نتوانست اعطای مدرک دکتری را به تصویب برساند، اما اعطای مدرک کارشناسی را تصویب کرد که به دلیل شرایط پیچیدهاش از سال ۷۵ تا ۸۱ فقط عده معدودی از این قانون استفاده کردند. در سال ۸۱ برای نخستین بار برای حافظان مؤسسه، پیشنهاد دادیم که یک سال پس از اتمام حفظ، صبر کنید تا دروس مقطع کارشناسی علوم قرآن و حدیث را فرا بگیرند تا با حضور در کنکور کارشناسیارشد مدرک تحصیلی دریافت کنند که فقط یک نفر پذیرفت و توانست رتبه دو رقمی را به دست آورد، اما وزارت علوم، مدرک کارشناسی را به او اعطا نکرد، چون دیپلم نداشت. مذاکرات به مشاجرات کشیده شد و دیوان عدالت اداری علیه سازمان سنجش و به نفع حافظان رأی صادر کرد. البته شورای عالی انقلاب فرهنگی از ما حمایت کرد.
ـ درباره وضعیت کنونی چندین مؤسسه قرآنی ثبت شده و چندین هزار خانه قرآن روستایی و شهری که فعالیت آموزشی دارند و گاه دورههای حفظ را نیز برگزار میکنند، بگویید.
یکی از دلایلی که حفظ قرآن علیرغم تأکید مقام معظم رهبری و ورود جدی سازمان اوقاف و امور خیریه و آموزش و پرورش و سازمان تبلیغات اسلامی، گسترش قابل توجهی پیدا نکرد، فقدان تمرکز بود. در مجموعه قرآنپژوهان حدود هزار نفر از سال ۷۹ تا ۸۵ در دورههای حفظ فشرده شرکت کردند، یعنی قبول کردند که اگر دانشآموز و دانشجو هستند و به مدرسه و دانشگاه نمیروند یا شاغلاند و یک سال فراغت از کار پیدا کردهاند، در حوزه حفظ یک یا دوساله شرکت کنند. از این تعداد ۸۰۰ نفر حافظ شدند. البته افرادی تمایل داشتند که در کنار فعالیتهای روزانه به حفظ بپردازند که این آمار ۷۰ هزار نفر در تهران بود. از این تعداد فقط ۲۰۰ نفر حافظ شدند که خروجیاش یکپنجم گروه اول بود و دلیل آن هم نبود تمرکزشان بر یک موضوع بود، یعنی هنگامی که افراد بر روی حفظ تمرکز میکنند، میتوانند در آن به سرانجامی برسند و افرادی که به عنوان کار جانبی به مقوله حفظ نگاه میکنند، دچار فرسایش میشوند.
ـ منظور از حفظ فشرده حفظ یکساله است؟
منظورم حفظ یکساله نیست، چراکه من حفظ یکساله را به هیچ فردی توصیه نمیکنم؛ هر چند حفظ یکساله از حفظ پارهوقت بهتر است، اما شاید حفظ فشرده دو یا سه سال طول بکشد. حفظ یکساله آسیبهایی دارد که فرد باید از بین افراد مستعد انتخاب شود، آن هم مشروط به شروطی.
ـ آیا رصد کردهاید حافظانی که در مؤسسه آموزش دیدهاند، چه میکنند؟
حفظ حرفهای و مسابقهای با حفظ عمومی کاملاً متفاوت است. در حفظ مسابقهای فرد باید آنقدر مسلط باشد که آمادگی حرفهای داشته باشد. همچنین ماندگاری حفظ قرآن به نحوه سیاستگذاری کشور بازمیگردد که در این حوزه دچار مشکلیم و سازمانها و نهادهای متولی، حفظ را به حفظ ماندگار تبدیل نکردند؛ هر چند حافظان در آزمون سازمان اوقاف و امور خیریه و سازمان دارالقرآن الکریم شرکت کردند و آزمون حفظ دادند که این آزمون از بالاترین استانداردها برخوردار است.
آموزش و پرورش میتوانست بحث حفظ را مدیریت کند، آن هم به دلیل ظرفیت عظیمی که در اختیارش است. طرحی را مبنی بر قرار دادن رشته حفظ به عنوان رشته پنجم مقطع متوسطه دوم به این نهاد ارائه کردیم که به صورت آزمایشی اجرا شد و به نتایج خوبی رسیدیم و هنگامی که دوباره برای اعلام نتایج به آموزش و پرورش مراجعه کردیم، مسئولان تغییر کرده بودند و دغدغه حفظ نداشتند.
ـ نظرتان را درباره حفظ خردسالان، که مؤسسات قرآنی به دلیل درآمدزا بودن و استقبال بیشتر به آن میپردازند، بگویید.
در شعب مختلف مؤسسه قرآنپژوهان بخش خردسالان داشتیم، اما در بحث حفظ خردسالان مؤسسه کار پژوهشی خاصی را انجام نداده، بلکه روش مقطع خردسالان را از سایر مؤسسات فرا گرفته بودیم و در طرح حفظ بزرگسالان مجموعه صاحبسبک بود و در سال ۸۳ پژوهش گسترده روششناسی و آسیبشناسی حفظ فشرده قرآن را در سه حوزه روانشناسی، آسیبشناسی حفظ و حفظ آیات و روایات انجام دادیم. حفظ قرآن در مقطع پیش از دبستان و دبستان را صلاح نمیدادم، حفظ قصارالسور و برخی از سورههای خاص خوب است و در مقطع پیشدبستانی و دبستان باید بحث انس با قرآن رخ دهد، نه حفظ قرآن؛ یعنی دانشآموزان را باید با روخوانی و روانخوانی، داستانهای قرآنی، تجوید، صوت و لحن و ترجمه آشنا کرد و پدر و مادرهای علاقهمند باید فرزندان را به محفل قرآنی ببرند تا با قرآن آشنا شوند. بدین ترتیب مشکل روخوانی، روانخوانی، تجوید، صوت و لحن و ترجمه قرآن آنها تا ۸۰ درصد رفع میشود و آمادگی دارند که در پایه متوسطه با جدیت وارد حفظ شوند.
ـ آموزش و پرورش خود را متکفل بحث آموزش عمومی میداند و کمیسیون آموزش عمومی قرآن دارد و اهداف نهگانهای را برای آن تعریف کرده و یکی از آنها این است که دانشآموزان طی ۱۲ سال تحصیل سه جزء را حفظ کنند.
البته این طرح را اجرا کردیم و نتیجه خوبی نگرفتیم. در اجرای آزمایشی طرح راهاندازی رشته حفظ قرآن در کنار سایر رشتههای متوسطه، دانشآموزانی را از مقطع متوسطه اول ثبتنام کردیم. آنان در کنار فراگیری سرفصلهای آموزشی، سه تا چهار جزء از کلام وحی را طی سه سال تحصیلی حفظ کردند و توانستند تا سوره بقره را حفظ کنند. مخالف اجرای این طرح برای دانشآموزان هستم. آموزش و پرورش برای آموزش روخوانی و روانخوانی به دانشآموزان تحقیق نمیکند و به دنبال چرایی نبود تسلط آنان بر روخوانی کلام وحی، آن هم پس از ۱۲ سال تحصیل، نیست. آموزش و پرورش از مؤسساتی چون ما که در حوزه حفظ کار جدی کردهایم، نظرخواهی نمیکند. به نظرم فرد نباید به سراغ حفظ برود یا باید باجدیت آن را آغاز کند، زیرا اگر حافظی محفوظاتش را از دست بدهد، دیگر به دنبال حفظ نمیرود، چون این امر فرسایشی میشود.
ـ صحبت پایانی.
همانطور که حفظ، مورد حمایت سازمانهای متولی قرآنی است، برای بحث تثبیت حفظ نیز باید کاری جدی شود؛ یعنی افرادی که حافظ کل شدند مشوقهایی داشته باشند تا مستمر حفظشان را ارائه دهند. حفظ فشرده در قیاس با سایر حفظها از جامعیت و کیفیت و نتیجهبخشی حداکثری برخوردار است و از حفظ پارهوقت حمایت نشود، چون افراد زیادی در آن شرکت میکنند و سرخورده میشوند. سازمانها باید از دورههای حفظ فشرده دو و سهساله حمایت کنند.
[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]